سلام
۴ خرداد امتحان فیزیک دادم یعنی دیروز.
بابا مگه میشه توی این گرما کتاب بگیری دستتو بعدش هم درسی مثل فیزیک رو بخونی؟؟؟؟
هیچی خلاصه بگم . بدون هیچ آمادگی کاملی و با خیال راحت رفتم سر جبسه امتحان .
همه بهم می گفتن ساداتی فرمول چگالی چیه ؟ یکا چیه ؟
منم بهشون با خیال راحت می گفتم بابا یکی نیست این معانی اجق وجقی رو که شما میگینو به خودم
یادم بده خلاصه بخت با ما یار بود.
رفتم سر جلسه نشستم همون لحظه ای که برگه رو گرفتم شروع کردم به انشاء نوشتن آخه می دونی
چی شد . به یاد دین و زندگی افتاده بودم.بعدشم اینو بگم که جواب بعضی سوالات تشریحی که ١ خط بود و پنج خط می نوشتم و جواب پنج خطی ها رو یک خط (یک ابتکار جدید.)
بازم بگم خلاصه صفحه ی اول برگه ی فیزیک رو با انشاء نوشتن اکاوری تموم کردم . خدا شما رو به روز بد نیاره یک دفعه که برگه رو برگردوندم تا صفحه ی دوم را بنویسم . یه دست محکمی به سرم زدمو گفتم یا علی اینا رو از کجا آورده این نامرده .
خلاصه حتی فرمول راحت فیزیک رو هم بلد نبودم . بازم خدا بهم کمک کرد اما این دفعه برا خدا دست می زدم. می دونین چرا ؟
آخه معلمبنده خدا که با نگاه کردن مداوم من متوجه شده بود که هیچی از فیزیک نمی فهمم .
و می دونست که دارم توی مغزم می گفتم این سوالا رو از فضا آورده.
دست بکار میشه و می آد طرفم . گفت : آقای ساداتی مشکلی پیش اومده . منم گفتم آقای زارع مشکل چیه این سونامی هست من هیچی رو بلد نیستم . هیچی شهریور هم در خدمت شما هستم
آقا.
معلم که می دونست من دارم جدی می گم . خودش دست به کار شد و شروع کرد به پیامک رسوندن.
گفتم خدا جون ما تو امتحان دین و زندگی هم اینکارو می کردیم هم خیلی باحال می شد . اما حیف که اون کتاب مخصوص تو بود و با تقلب جور می شد.
و در آخر هم با کمال آرامش ورقه رو دادم دست بچه ها که ببرن بزارن تو پوشه بعدشم خودم اومدم بیرون و در پوست خودم نمی گنجیدم . و از خنده روده پر بودم.
امیدوارم از امتحان فیزیک من خوشتون اومده باشه البته با همه ی فراز و نشیب هاش نمره ی خوبی
می گیرم.
امروز هم امتحان جغرافیا ی استان و ایران داریم . فردا بیایی تا بهتون قضیه رو بگم.
خدا حافظ